Mon
Sep
28
(بدون عنوان)
عکس برگردون
ابراهیم می گفت بیا عکس برگردون بخریم. اما من اصرار داشتم که باقلا بخوریم . پول تو جیبمان دو ریال بیشتر نبود .پول دست ابراهیم بود .او بزرگتر از من بود. تنها یکسال…